به نام خدا ...
باز هم سلام و باز هم اینکه همه تان میدانید از مقدمه بیزارم ، پس میروم سر اصل مطلب :
فقط این را بگویم که ؛ بیشتر حرف دارم تا تصویر ...
......................
از کجا برایتان بگویم ؟
ازاینجا که ، شوهری (یا شوهر هایی) دست زنش را میگیرد و میبرد مغازه و بازارِ خیرِ سرمان اسلامی ، که برای همسرش لباس بخرد ، آن وقت فروشنده (که مرد است) میگوید ؛ خانوم این لباس به تن شما نمی آید ، من میدانم به اندام شما کدام لباس می آید و... ، آن وقت شوهرش هم مثل مُجسمه فقط نگاه میکند ، بقیه اش را بهتر است نگویم که آتش میگیرید ،،،،
یا از از اینجا بگویم که ، امروز اگر سری به بازار بزنید ، با دیدن مانکن ها و ... ها و دیدن تصاویر ، ذهنیتی در ذهنتان شکل میگیرد که اصلاً فکرش را هم نمیکنید در مملکتی هستید که در 30 سال پیش برای اینکه این اتفاقات نیفتد ، جوان های ما حاضر شدند ، تن شان زیر تانک های آهنی و فولادیِ چندین تُنی برود ،،، و جنگیدند ،،،، آن وقت یک عده با کمال پرروییت پایِ نَجِس و کثیفشان را روی بدن ها و خون ها ی شهیدان ما میگذارند و به ریش همه ی مذهبی ها و آنها میخندند ...
شهدا اگر امروز بودند چه میکردند ؟
اینقدر ، دلِ خانواده هایِ شهدا از این وضعیت خون است که حد ندارد ... دستشان به جایی نمیرسد ، چرا؟هان؟
رفته بودیم خانه ی مادرِ یکی از شهیدان ، آن مادر اشک میریخت از وضعیت بدحجابیِ موجود ، با اینکه خمیده است سنَّ اش بالاست ، میگفت با دخترم رفته بودم بیرون ، چشمم به یک بدحجاب افتاد و به او گفتم برای چه بدحجابی میکنی ؟ و با کمال پررویت گفت ؛ ... ،،، نمی خواهم از این بیشتر ناراحتتان کنم ...
هرچه آمریکا و انگلیس و دشمنان ، از وضعیت داخلی شان و اقتصادی و تظاهرات مردم شان ناراحتتند ، از این طرف از اینکه ما وضعیتمان اینگونه است خوشحالند ... بله دیگر ، باخود میگویند ما از 30 سال پیش داریم زحمت میکشیم و روی فرهنگ ایران کار میکنیم ، آن وقت نتیجه نگیریم ؟
در همین روزها آماری به دستم رسید از موتور سواری زنان که منفجر شدم از شدت ناراحتی ... اصلاً باور نمیکردم ،
به خدا خیلی وضعیت افتضاح است ،،،
یعنی ما خودمان اینقدر کمبود فرهنگ داریم ، که باز آن لعنتی ها برای ما فرهنگ شهوتی و جنسیتی و شیطانی شان را بیاورند ؟
دشمن تا جایی که توان دارد خرج و هزینه میکند و مُدام فعال است ...

![]()
بگذارید از اینجا هم برایتان بگویم که ، وقتی وارد مترو میشوید (اینجا واقعا آدم میتواند کم کاری را با تمام وجود حس کند) چنان بلوتوث هایی برایتان می آید که بهتر است نگویم و توضیح ندهم که با جوانان و نوجوانانِ ما چه میکند ،،،، آخر آن نوجوان چه گناهی کرده ؟ ،،،، الکی نیست که سنّ تکلیف در نوجوانان پایین می آید ،،، یک نوجوان 13 ساله که بولوتوثِ ... میگیرد ، در ذهنش ، درسش ، زندگی اش ، جسمش ، رفتارش و .... که خودتان میدانید ، چه اتفاقاتی می افتد ؟
برای دیدن منبع این صحبتم میتوانید به لینک روبه رو بروید ( رد و بدل بلوتوث های غیر اخلاقی در مترو ادامه دارد)
...
یا از اینجا برایتان بگویم که ، شوهر با زنش به طلا فروشی برای خرید طلا (انگشتر ، النگو و ...) و بعد طلا فروشِ ... دستِ زن را میگیرد تا انگشتر یا النگو یا ... را دستش کند و شوهر هم که انگار نه انگار که ... ، مثل بُتِ زهرِ مار نگاه میکند و میگوید ، نه ، مثل اینکه این انگشتر اندازه نیست ، یکی دیگر را بیاورید ... و ...
به خدا که این مسائل ، همگی ترس دارند ،،، راحت از کنارشان نگذریم ،،،
به خدا که این وضعیت مملکت اسلامی نیست ،،، این دیگر چه وضعیتی است ؟؟؟
.............
در نظرات بعضی از دوستان از من ایراد میگیرند که شما چرا راه کار نمیدهی ؟
باشد ، این را برای کسانی میگویم که راه کار میخواهند و این سوال را از من میپرسند ...
مشکل اصلیِ مملکت و ما این است که پول خرج نمیکنیم ... فقط همین ،،،،

شما الان تحقیق کنید و ببینید که دشمنان چگونه و
با چه هزینه های بالایی برای القایِ دینشان و فرهنگشان پول خرج میکنند ، تاجایی که
در تمام مغازه های مثلاً اسباب بازی مان ما متوجه این امر میشویم ... پول خرج کردن
یعنی این ... (بازی ، فیلم ، پوشاک ، اسباب بازی ، و ... )
این را باید از دشمن یاد بگیریم ...
در خاطرم هست که یک روز اتفاقی تلوزیون را روشن کردم و اتفاقی زدم شبکه ی 4 ، در برنامه ی زنده ، رئیس بنیاد بازی هایِ رایانه ای را دعوت کرده بودند و داشتند صحبت میکردند ،،، مجری پرسید ؛ آقا مشکل ما چیست که نمیتوانیم بازیِ قشنگ و زیبا بسازیم که صادر شود و یک نوع تبلیغ اسلام هم در آن باشد؟ جواب ؛ بودجه ی کم (پول کم) ، از این بیشتر هم بازَش نمیکنم ...
یا
انیمیشنی که در آمریکا به پرده ی سینما میرود
، در ایران باید به او بگویند ؛ کارتون ؟؟؟ ، ، ، بابا کارتون مالِ بچه هاست و فلان و
فلان ...
برایِ انیمیشن هم بودجه کم خرج میشود ...
این را هم دیدم ...
چرا باید امروز لباس هایی در بازار باشد که الگویِ یک نوجوانِ ما شود که آن شخص هیچ ربطی به اسلام و ... ندارد و اتفاقا هم غربی و .. است و منبع کارهای جنسیتی و ... است ،،، یا گردنبند و ... ،،، آیا ما نمیتوانیم مثلا به جایِ گردنبند های نماد همجنس بازی پلاک هایی زیبا و شکیل درست کنیم و یا لباس هایی با چاپ هایی زیبا ؟ و یا ...
چرا فیلم های گرافیکی خوب و مذهبی در سینما هایمان ساخته نمیشود ؟
(اصغر فرهادی می آید فیلمی میسازد که فاتحه ی همه چیز را میخواند ،،، یعنی ما اینقدر کمبود کارگردان داریم ؟)
بله ، پول !!!
پوستر،بنر،استیکر،... این همه تبلیغات در سطح شهر میبینیم ، چقدرش راجع به حجاب و دین است و یا دینی است ؟
باید شهر پر شود از تبلیغات اسلامی و حجاب و ... ، تازه این یک راه است ،،،
این همه پوستر زیبا راجع به حجاب که حتماً هم تاثیرش را چه خواه و چه ناخواه میگذارد ،چرا چاپ و در سطح شهر استفاده نمیشود ؟ شهرداری مگر بودجه نمیگیرد و قسمتی به نام فرهنگی شهر ندارد ؟
طرح خیلی زیاد است اما مشکل ، گفتم چیست ... خرج نمیکنیم ، توقع هم داریم که دینمان در کشور های دیگر رشد کند ...
همه و همه را که رویِ هم جمع کنید ، میبینید که مشکل از پول خرج نکردنِ ماست ،،،، و بعدش هم فرهنگ سازی ...
و حرف آخر هم اینکه : از کرامات صدا و سیما همه مان برخوردار شده ایم ،،، دیگر بس است ، انصافاً شورش را درآورده اند ...
خیرِ سرمان شبکه ی بازار هم می آید تبلیغ چادر
را کند ، فاتحه میخواند به هرچه چادر و چادری است ،،،
در تبلیغ ، طرف با دختر بچه اش آمده در مغازه
ی چادر فروشی ، به او مانتویِ بلند و گشاد را پیشنهاد میکنند ...
میخواهید مردم را چادری کنید و یا چادری ها را مانتویی کنید ؟ کدامیک ؟
حالا خیلی راحت به خودتان جرات میدهید که چادر را در سیمایِ جمهوری اسلامی دست و پاگیر جلوه دهید ؟
و یا چادر هایی در آن مغا زه پیشنهاد میشود ، که اصلاً مانتو ست ، خودشان اسم چادر را بررویش گذاشته اند ، میخواهند کلاه شرعی بگذارند نمی دانند از کدام راه بروند ...
هنوز خیلی جاهایِ دیگر هم هست که در این وبلاگ گنجایش آنها نیست ...
..........
خودم هم خیلی ناراحت شدم این ها را نوشتم ، از این بیشتر هم ناراحتتان نمیکنم ،
انشاءالله در پناهِ ولایت تا جان در بدن داریم مبارزه میکنیم ... فقط همین ...
نه سازش ، نه تسلیم ، نبرد با دشمنان ... (چه فرهنگی چه نظامی )
یا حسین شهید .ع.

با سلام
واقعیت میخوام اول مطلبم رو با تسلیت و قبولی عذاداری ها شروع کنم ولی نمیدونم که چی بنویسم ، حالا دست و پا شکسته یه دو خطی در این باره اول صحبت هام نوشتم ... انشاء الله که قبول کنند ...
این شبها وروز های پر از عطر عاشورایی رو به ملائک و جن و همه ی شیعیان جهان و تسلیت عرض میکنم ...
واقعیت اینکه حال و هوا طور دیگه است ، نمیدانم چرا این حرف ها دوباره در دلم جمع شده بود تا توی محرم و یا امروز بنویسم ، به هر حال ؛ انشاءالله که تاثیر گذار باشد ...
از آنجا که از مقدمه چینی و مقدمه گفتن بیزارم ، یک راست میروم سر اصل مطلب یا به قول یارو گفتنی ، لُپِّ کلام ...
امروز خیلی حرف از دلم دارم ... انشاءالله که حوصله کنید و بخوانید ...
اصل مطلب از اینجا شروع میشود :
با دقت به این عکس که در خانه با printer ام ، scan کردم نگاه کنید :
این نامه ایست که به ریاست ، حراستِ دانشگاهِ ... دادم ؛ کار هم ندارم که چه عواقبی برایم دارد ، بر این اعتقادم که اگر کاری را دیدی درست است به خدا بسپار و انجام بده ، به من میگفتند نرو ، استاد اگر بفهمد نمره نمی دهد و می اندازدت ، خلا صــــــه که ... خودتان قضاوت کنید ؛ ببینید که دیگر چقدر اوضاع افتضاح شده ؛ (من عذر خواهی میکنم که اگر نام اساتید و یا دانشگاه را نمیزنم ، ولی اگر لازم باشد سر موقع میگویم)
حالا میفهمم که چرا آقا ، اینقدر رویِ دانشگاه ها تاکید داشتند و هی میگفتند فقر فرهنگی ، جنگ نرم ، جنگ فرهنگی و ... ، که البته حالا هم میگویند ، کاملا درک کردم ؛ آقا هیچ وقت حرفی را بی دلیل و بیهوده نمیزنند ... خلاصه اینکه به عکس خوب نگاه کنید و با دقت هم مطالعه اش کنید ...
صفحه ی 1
(برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر رویش کلیک کنید)
صفحه 2
(برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر رویش کلیک کنید)
تورو به خدا ببینید ؛
کار به جایی رسیده ، فردی که مذهبی است در دانشگاهِ جمهوری اسلامی ایران مسخره میشود ، چرا ؟
اصلاً همین که شروع میکنم به نوشتن چیزهایی یادم می آید که آدم از شدت عصبانیت واقعاً نمیداند که چه کار کند ،
بگذارید برایتان بگویم ، همین امروز(چهارشنبه 23/9/1390) که ما درس سیستم عامل با آقایِ ... داشتیم چه اتفاقی افتاد ، یکی از دختران بد حجاب با وضعیتی که خودتان میدانید وارد کلاس شد و استاد تا رویِ صندلی که رفت و بنشیند ، چیزی گفت که من یکدفعه شُکّه شدم ،انگار که یک هو ، آب سرد رو سر آدم ریخته باشن ، گفت:اول که وارد کلاس میشوند باید با استاد دست بدهند ، چرا دست نمیدهی ، پاشو ، و بعد گفت که اشکال ندارد من وسیله برای دست دادن دارم و بعد با خنده ماژیکش را بالا آورد ، واقعاً شُکّه شدم ، نمیفهمیدم که جدّی است ؟ ، شوخی است ؟ ، اگر شوخی است ، این چه شوخی ای است ، آن هم با دانشجویِ دختر ؟ اصلاً چه گفت ؟
میدانید چیست ؟
وقتی هم که میروی به حراست بگویی ، از هرکه که میپرسی آیا با من موافقی یا نه ، میگویند نرو ، استاد این دَرس ات را می اندازد و می افتی ،،،
اصلاً به دَرَک که بیفتم ... ، من بیفتم مهمتر است یا اینکه در سال های بعد از این نوع اساتید که نمیدانم از کجا و با چه مجوزی آمده اند در کشورِ اسلامیمان هنوز باشند و استاد باشند و روحیاتِ مذخرف و غربیشان را به دانشجویانشان القا کنند ؟
وضعیت برخی از دانشجویان به اندازه ی کافی از لحاظ فرهنگی خراب است ، ، ، که باز این اساتید هم بهشان اضافه شد ...
بدبختی که یکی و دوتا نیست که ...
بگــــــذریم ...
ادمه ی توضیحات عکس را برایتان بگویم ؛
رفتم اتاق آموزشِ دانشگاهی که ای کاش ... ، (حالا بگذریم از اینکه ، خودِ خانومی که مسئول آموزش است وضعیتش مطلوب نیست ، البته در اتاق آموزش 1 خانوم بود و 2 آقا که مسئول خانوم بود )
می گویم : ببخشید خانوم ، امروز (یکشنبه20/9/1390 درس زبان انگلیسی)که درسِ زبان داریم ، کلاس خیلی شلوغ است ، به طوریکه من و یکی از دوستانم صندلی برای نشستن نداریم و همه مهمتر اینکه ، دختر و پسر به وضعیت افتضاحی ، (اینکه میگویم افتضاح یعنی منظورم را خودتان بگیرید ... ) کنارِ هم به صورت مختلط نشسته اند ( ، البته جلوی کلاس دختران بودند و همین طور که عقب می آمد مختلط میشد ، ) شما کاری نمیکنید ؟
دوستان ، فکر میکنید چه جوابی به من دادند ؟
اولش که فکر کردند شوخی میکنم ، وبعدش هم کمی خندیدند و گفتند که ؛ خواهر برادری نشته اند دیگر ، و ... ، و بعدش هم از این اتاق به آن اتاق رفتم و مسئول اصلیِ آموزش را دیدم و ... تا کلاس را در همان ساعت عوض کردند ...
اگر شما به جای من بودید چه میکردید ؟ آیا من نباید پُشتم به کوه بند باشد که دانشگاهمان اسلامی است ؟ کو؟ کجاست؟
چرا یک فرد مذهبی نباید بتواند درسش را راحت و آسوده خاطر بخواند ؟ هان ؟
انگار که دیگر آن حیا و ... ریشه کن شده و رفته پی کارش ... ،،، وقتی در کلاسی که استاد مشغول درس دادن است و دختر و پسر در تهِ کلاس با هم ارتباط برقرار میکنند و ... و هیچ کس هم عین خیالش نیست .... دیگر چه توقعی دارید ...
این چه دانشگاهی است و چه سیستمی است که ما پیاده کردیم ؟ اصلا این سیستم مالِ ماست؟ یا از جایِ دیگر آمده ؟
اینکه دانشجویانِ دختر و پسر در یک کلاس و با هم باشند کجایش اسلامی است و کجای اسلام این را گفته ؟ تا آنجایی که من میدانم اسلام گفته اگر زنان و مردانی در یک محیط باشند حداقلّ اقلَّش باید بینشان حائل یا پرده یا هر چیز جداکننده ی دیگری باشد .
تمام حرفم این است که باید دانشجویان دختر از پسر جدا باشند ، همان طرح تفکیک جنسیتی ، همین ...
چادری می آید ، مانتویی و افتضاح برمیگردد ، روستایی می آید ، در خیابان با وضعیت های ... پیدایش میکنند ، از همه مهمتر اینکه فردِ مذهبی می آید و ... بر میگردد که بهتر است نگویم که من این را به عین دیدم ...


انگار دانشگاه شده محلّ پَسرَفتِ دینی ... خیلی هم محل خوبی برای کار کردن دشمنان ...
بابا من آخر حرفم رو باید به کی بگم؟ چه وضعیتی است؟
چراباید مملکت اسلامی ما که به این بزرگی است از این جور چیزهای کوچک ضربه بخورد و دشمن هم از همین راه سوارمان شود ؟ هان ؟
ای مسئولین فرهنگی ، کجایید ؟ آیا نمیخواهید از خواب بیدار شوید؟ چرا کاری نمیکنید ؟
اگر عقلانی هم بنشیم و فکر کنیم میفهمیم که دشمنان ، راهی به جز این برای ضربه زدن به نظام با اقتدار و اسلامی ما ندارند ، و هدف مستقیم گلوله آنان هم ،% 99999/9 الان ذهن جوانان و نوجوانانِ ماست ، و بیشتر هم رویِ ظاهر کار میکنند ...
من به رفقایِ مذهبی و هم عقیده ی خودم میگویم ؛
امروز خاکریز کجاست ؟ بیایید در گود ، بجنگید ، چرا نمی آیید؟ نائب امام زمان.عج. تنها بماند ؟
اگر بخواهیم امروز دشمانان را عینی توصیف کنیم مثل شخصی است که در قسمت عمیق آب افتاده و شنا هم یاد ندارد و به هر چیزِ ممکنی چنگ می اندازد ، تا خودش را بیرون بکشد ، مطمئناً شخص در آن حالات ، هیچ چیز برایش مهم نیست، دست به هر کاری میزند تا خودش را نجات دهد ،
خواهران ؛
تورو به خدا ، چادر را از سرتان در نیاورید و یا بدحجابی نکنید ،،، به خدا قسم که با این کار کمک به دشمن میکنید ،،، نکنید این کارها را ،،،
باور کنید دشمن از همین سیاهی چادر شما میترسد ،
چرا امروز در دانشگاههای ما ، شخص چادری ای که به دانشگاه می آید ، بی چادر برمیگردد ؟
دانشگاه ها دارند با جوانان ما چه میکنند ؟ و یا بهتر است بگویم دشمن دارد چه میکند ؟
((( داخل پرانتز )))
( من با رفیقم ، امید که از شیراز برای درس خواندن به مشهد آمده یه صحبتی داشتیم ، که اگر کمی حوصله و مطالعه کنید برایتان میگویم ...
آقایون و خانوم هایی که وقتی میگویند چرا ظاهرتان ناجور است ؟ میگویید من دلم پاک است ، ای بابا ، دل پاک باشد و ... از این جور حرف ها ،
باید بگویم که ما فقط وفقط فقط و فقط در زندگی مان 2 راه داریم ؛
1- به سمت خداوند متعال
2- به سمت شیطان لعین و رجیم
فقط این دو ...
هیچ راهِ سوم و دیگری نداریم ...
شخصی که در زندگی اش گزینه ی اول را انتخاب میکند ، %100 ، و یقیناً همین که ظاهرش را میبینی ، میفهمی که چه کاره است و به کدامین سمت میرود ...
و همین طور هم ، شخصی که در زندگی اش گزینه ی دوم را انتخاب میکند ، %100 ، و یقیناً همین که با کوچکترین نگاه ظاهرش را میبینی ، میفهمی که چه کاره است و به کدام جهت میرود ...
اصلاً نمیشود در زندگی ، در کنارِ نماز شراب خوردن هم باشد ، و یا نمیشود هم نماز و روزه سر جایش باشد و هم نوارهای ترانه و مجالسِ عروسیِ لهو و ... فیلم و ... اینها .
یا این طرفی ،
یا آن طرفی ،
کدامیک ؟ خدابه انسان اختیار داده ، عقل هم داده ...
بله ، سَخت هم هست ، برای هرچیز و هدفی باید وباید وباید تلاش باشد ، هیچ چیز را مُفت به آدم نمیدهند ...
مَنِ جوانی که الان دارم مینویسم ، آیا دوست ندارم با تیپ های ... و ... و فلان ، به کوچه و بازار و ... بروم ؟ و یا هزار کار دیگر بکنم ؟
بله که میتوانم ، خدا اختیار داده ، اما این را هم میدانم که اگر اینجا (دنیا ی کوچک) خودم را نگه دارم و به حرف خدا گوش دهم ، بعداً خداوند متعال شیرینی ای بهم میدهد که مزه اش اصلاً قابل قیاس با این ذره ها نیست ،
ما همه بر این اعتقادیم که دنیای کوچک ، مزرعه ی آخرت است ، و همه تلاش میکنیم تا در دنیا ، آخرت مان را بسازیم ...
چه خوب است که در این مدت 50 یا 60 یا 70 سالِ دنیا ، خودمان را پیشِ خدا خراب نکنیم ...
در پناه امام حسین (ع)
والسلام ...

بِسمِ رَبِّ اَلحُسَین عَلَیهِ اَلسَّلام ...
واقعیت آمدم راجع به محرم پست بگذارم ، هیچی بهتر و باصفا تر ازاین به ذهنم نزد ...
(البته چرا طرح به ذهنم زد ولی این چیز دیگه است )
هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله ...
فقط راجع به این پست اگر اجازه بدهید چند خطی از دل بنویسم ؛ آن هم اینکه ؛
واقعه ی عاشورا برایِ برادران و خواهران ما یک واقعه ی بسیار بسیار عظیم و بزرگ بود و بیشتر از آنی که بزرگ بود درس به همراه داشت ... خواهران ، از عفاف و پاکدامنی و کوه استقمت حضرت زینب سلام الله و ... زنانِ این واقعه ی بزرگ ، همچنین برادرانِ ما از غیرت و شجاعت و وفا و دلیری و دفاع از حریم حضرت عباس علیه السلام و ... مردان و نوجوانان و ... این واقعه ی بزرگ درس میگیرن و باید بگیرند ...
شما از نوزاد 6 ماهه بگیر تا پیرمرد 70 ساله ؛ همه نوعش در عاشورا حضور دارند ...
تبلیغات 





